الشيخ السبحاني

80

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )

هنگامى كه مسلمانان عرب ، به فكر تصرف ايران افتادند ، خاندان سلطنتى ساسانى به منتهى درجه ضعف رسيده و گرفتار نفاق شده بودند . در مدت چهار سال از موقع كشته شدن خسرو پرويز و جلوس « شيرويه » تا جلوس آخرين پادشاه ساسانى « يزدگرد » عده‌اى كه شمارهء آن‌ها را از شش تا چهارده تن نوشته‌اند ، بر تخت پادشاهى تكيه زده بودند . بدين ترتيب در مدت چهار سال ، چهارده بار يا كمتر ، سلطنت ايران دست به دست گشته بود . معلوم است در مملكتى كه در مدت چهار سال چهارده بار ، كودتا شود و هر بار يكى را بكشند و ديگرى را به جاى او بنشانند ، آن مملكت به چه وضعى در مىآيد . هر زمام‌دارى كه روى كار مىآمد ، همهء كسانى كه مدعى سلطنت بودند را از بين مىبرد و براى هموار ساختن سلطنت براى خود چه كارهايى كه انجام نمىداد ! پدر پسر را مىكشت و پسر پدر را نابود مىكرد ، برادر برادران خود را از بين مىبرد . « شيرويه » براى رسيدن به سلطنت پدر خود را كشت « 1 » و چهل نفر از پسران خسرو پرويز ، يعنى برادران خود را نابود كرد . « 2 » « شهربراز » از هر كس كه مطمئن نبود او را كشت . سرانجام تمام كسانى به سلطنت رسيده بودند ، همه چه مرد و چه زن و چه بزرگ و چه كوچك ، نزديكان خود ، يعنى شاهزادگان ساسانى را از بين مىبردند تا كسى مدعى سلطنت نباشد . خلاصه ، در دوران ساسانى كار هرج و مرج چنان بالا گرفته بود كه كودكان و زنان را بر تخت مىنشاندند و پس از چند هفته مىكشتند و ديگرى را به جاى او مىنشاندند . بدين سان ، دولت ساسانى على رغم شكوه و جلوهء ظاهرى كه داشت به سرعت روى به پستى و پريشانى و نابودى مىرفت .

--> ( 1 ) . مروج الذهب ، ج 1 ، ص 281 . ( 2 ) . تاريخ اجتماعى ايران ، ج 2 ، ص 15 - 19 .